مستند داستانی آرمادیلو؛ بازی جنگ در افغانستان
فرهنگ و هنر — توسط yousefi درتاریخ مهر ۲۶, ۱۳۸۹ درزمان ۱۲:۲۸ ب.ظ
Email This Post
سینمای جهان
مستند داستانی آرمادیلو؛ بازی جنگ در افغانستان
پرویز جاهد
منتقد هنری
آرمادیلو به کارگردانی یانوش متز، فیلم مستند تکان دهنده ای درباره جنگ در افغانستان است که در پنجاه و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم لندن به نمایش درآمد و مورد استقبال تماشاگران و منتقدان واقع شد.
آرمادیلو نام اردوگاه نظامی مشترک نیروهای دانمارکی و بریتانیایی در افغانستان است که متشکل از ۱۷۰ نفر است.
یانوش متز، فیلمساز دانمارکی، در این فیلم مستند داستانی، گروهی از سربازان جوان و داوطلب دانمارکی را از خانه های گرم و نرم و مهمانی های شبانه شان در کپنهاک تا بیابان ها و کوهستان های پرخطر افغانستان دنبال می کند. آنها باید مدت شش ماه در پایگاه نظامی آرمادیلو بمانند و به پاکسازی منطقه از نیروهای طالبان بپردازند.
تا ۴۰ دقیقه اول فیلم تقریبا هیچ اتفاقی نمی افتد. اما از آن به بعد است که با شلیک تفنگ های نیروهای طالبان، این سربازان، موقعیت جنگی و خطر کشته شدن را حس می کنند. آنها مجبورند با دشمنی که هرگز خود را نشان نمی دهد اما هر لحظه در کمین آنهاست بجنگند و بدتر از همه زمانی است که نیروهای طالبان خود را در میان مردم محلی مخفی کرده اند و اینجاست که سرباز بینوای دانمارکی نمی تواند تشخیص دهد که چه کسی طالبان هست و چه کسی نیست.
پوستر فیلم مستند آرمادیلو
فیلمساز نشان می دهد که ارتش دانمارک، علی رغم مسلح بودن به جنگ افزارهای مدرن، هواپیماها و هلی کوپترها، تانک ها و دوربین های دید در شب، تا چه اندازه در برابر نیرویی که منطقه را مثل کف دست خود می شناسد و می داند چه موقع و کجا حمله کند که بیشترین ضربه را بزند و کمترین ضربه را بخورد، آسیب پذیر است.
علاوه بر این، خسارات جانی و مالی که در نتیجه حملات ارتش دانمارک و بقیه ارتش های غربی مستقر در خاک افغانستان به مردم بومی وارد می شود، زمینه را برای تبلیغات منفی نیروهای طالبان علیه سربازان غربی آماده می کند.
یکی از صحنه های دلخراش فیلم، صحنه حمله سربازان دانمارکی به روستایی است که گمان می رود محل اختفای نیروهای طالبان است اما انفجار نارنجک های دستی باعث مرگ مردم بیگناه بومی می شود.
صحنه های مواجهه سربازان دانمارکی با کودکان افغانی و مردم روستایی بسیار دیدنی است و نشان می دهد که نیروهای غربی علیرغم همه تلاشی که برای جلب اعتماد مردم افغانستان می کنند، باز هم در نظر مردم بومی بیگانه و غیرقابل اعتمادند.
کودکان افغان، آنها را دست می اندازند و مردان روستایی می گویند که بر اثر حملات آنها، گاو و گوسفندهای آنها از بین رفته و مزارع خشخاش آنها آسیب دیده است.
زمانی که سربازان دانمارکی از مردم بومی می خواهند که در یافتن و سرکوبی نیروهای طالبان به آنها کمک کنند، آنها از این کار امتناع می کنند چرا که معتقدند نیروهای غربی یک روز از آنجا می روند اما آنها مجبورند در آنجا بمانند و زندگی کنند و نیروهای طالبان سرانجام به سراغشان خواهند آمد و از آنها به خاطر همکاری با نیروهای «دشمن» انتقام خواهند گرفت.
تنها زمانی که سربازان احساس امنیت می کنند زمان استراحت آنها در درون چادرهای اردوگاه است. اوقات فراغت شبانه آنها یا با تماشای فیلم های پورنو و نوشیدن آبجو پر می شود یا با بازی های کامپیوتری که آن هم بیشتر، بازی های جنگی و خشن است.
آقای متز استفاده خوبی از بازی های ویدئویی می کند. شلیک دشمن خیالی در بازی کامپیوتری قطع می شود به شلیک خمپاره نیروهای طالبان در واقعیت. به این ترتیب او نشان می دهد که برای یک سرباز، امروز، فاصله ای بین بازی های ویدئویی جنگی با جنگ های واقعی وجود ندارد.
دوربین متز نه تنها در زمان استراحت در کنار این سربازان است بلکه در لحظه های حمله و در میان آتش و خون نیز در کنار آنهاست. به همین دلیل بیننده خود را واقعا در دل جنگ احساس می کند. با آنها به زمین می افتد، با آنها سینه خیز می رود، با آنها تیر خوردن همقطارانش را نظاره می کند و همراه با آنها از منطقه پرخطر مین گذاری شده عبور می کند.
می توان فهمید که یانوش متز و فیلمبردار شجاع او لارس اسکی، برای ثبت این لحظه ها، تا چه حد جانشان را به خطر انداختند.
فیلمساز به خوبی نشان می دهد که چگونه این جوانان که شهروندان معمولی بوده اند، در مدت کوتاهی به خاطر موقعیتی که در آن قرار می گیرند، به سرعت متحول شده، به آدم هایی خشن تبدیل می شوند.
تدوین استادانه پر کیرکه گارد، به بیننده این حس را می دهد که چند دوربین همزمان در صحنه های تهاجم و حمله دارند عمل می کنند در حالی که به گفته فیلمساز، تنها یک دوربین در این صحنه ها حاضر بوده است.
آرمادیلو، در بسیاری از لحظه ها یادآور فیلم های جوخه الیور استون، غلاف تمام فلزی استنلی کوبریک و خط باریک قرمز ترنس مالیک است. موقعیت سربازان دانمارکی در افغانستان همانند سربازان آمریکایی در ویتنام است و شیوه مبارزه آنها با طالبان ها همانند مبارزه سربازان آمریکایی با ویت کنگ هاست.
یاونش متز
اما برخلاف سربازان آمریکایی در ویتنام که برخی از آنها بعد از بازگشت، با تحقیر مردم آمریکا مواجه شدند، در پایان این فیلم، سربازان دانمارکی را می بینیم که بعد از شش ماه زندگی با کابوس و وحشت، زمانی که به سرزمین شان برمی گردند، با آنها همانند قهرمان رفتار می شود.
درباره فیلمساز
یانوش متز متولد ۱۹۷۴، و فارغ التحصیل ارتباطات از دانشگاه روسکیلد در دانمارک است. وی سال ها به عنوان محقق در فیلم های مستند کار کرده و تجربه زیادی در زمینه ساخت فیلم های مستند کسب کرده است.
گرایش آقای متز به فیلم های مستند اجتماعی است. او با نگاهی ژرف و غیرجانبدارانه و رویکردی مشاهده گرانه به نظاره سوژه های خود می نشیند.
آقای متز کارش را به عنوان محقق و دستیار در مجموعه تلویزیونی شهر جان در آفریقای جنوبی شروع کرد. پس از آن نخستین فیلم مستندش به نام پسران شهری را در سال ۲۰۰۶ ساخت.
فیلم بعدی او مستندی در باره مهاجران آفریقایی بود که از راه های غیرقانونی و با عبور از صحراهای خشک و سوزان وارد اروپا می شوند.
مستند دیگر او به نام عشق در راه که در سال ۲۰۰۸ درباره زنان تایلندی و گرایش آنها به داشتن همسران دانمارکی ساخت، برنده چندین جایزه بین المللی از جمله جایزه گولد داک شد.
بلیط برای بهشت نام آخرین فیلم مستند او قبل از ساختن آرمادیلو بود که در فستیوال فیلم های مستند ایدفا در هلند به نمایش درآمد و مورد توجه قرار گرفت.
این صفحه را برای دیگران بفرستید
چاپ مطلب
سایت بی بی سی
Email This Post
لیبلها : news, فارسی, فرهنگ و هنر, ورزش, ورزش, خبر
Tweet This
Digg This
Save to delicious
Stumble it
RSS Feed
ساخت تبلیغات تلویزیونی و فیلمهای صنعتی






